اخیرا وقتی تبلیغات شهری مخصوصا در فضای مترو را مشاهده می کنیم این تبلیغات معنا دار دیده می شوند. شاید افرادی که در استفاده از وسایل حمل و نقل پاریس اینگونه رفتار می کنند به خود آیند که یعنی من شبیه این حیوانات هستم؟ اما این تبلیغات چه هستند :
ملت چین به سخت کوشی شهرت دارند بطوریکه کارشان را در هر شرایطی انجام می دهند و نمی گذارند رموز موفقیت آنها نادیده گرفته شود. چینی ها از آن قماش مردمانی هستند که برای سود بیشتر دست به هر اقدامی می زنند. حالا گذشته از اینکه در عرصه اقتصاد و صنعت تبحر ویژه ای دارند تصاویر زیر گویای اینست که حتی در جذب گردشگر هم مهارت دارند.
تصاویری که می بینید مربوط به یک ناو هواپیمابر روسی است که چینی ها آنرا تبدیل به یک هتل لوکس کرده اند. این هتل ناوی علاوه بر امکانات رفاهی قابل توجهی که دارد، بازدید از عرشه کشتی و تشکیلات نظامی آن حس هر گردشگری را از روی کنجکاوی هم که شده، برای ورود به چنین هتلی برمی انگیزاند ...
تبلیغات، راز جلب مشتری به سوی محصولات و یا خدمات هستند. در عصر تکنولوژی تبلیغات مفهومی و هنرمندانه جایگاه ویژه ای در میان مشتریان دارند. تبلیغاتی که مشتری را در نگاه اول به مقصودش برساند و او را به فکر وادار کند و یا اینکه از طریق عکس و بدون هیچ کلامی، مفهوم را برساند. در ادامه ایمیل برخی از این تبلیغات هوشمندانه و مبتکرانه و در عین حال مفهومی را می بینیم:
بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و
گفتگو و تعامل با دیگران میگذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی،
مغازه، کلاس درس و … در این میان همیشه عدهای انگشت شمار از افراد
در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین
همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار
هستند. البته جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد. جذابیت
و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب
میشود. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته
و یا اینکه جادوگری بدانند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک
سری قوانین را همیشه رعایت مینمایند که همین قوانین عامل برتری و
جذب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز میتوانیم اینطور
باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشارهای مختصر مینمایم :
1- کمتر حرف بزنیم : این بدان معنا
نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هرجا نیاز
به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم.
متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت مینمایند که کم گویی یعنی هیچگویی
و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع میگردد.
2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانیه فکر کنیم :
فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیدهگویی شده
و از هرگونه گاف زدن و همچنین بیهوده گویی و با عجله صحبت کردن
جلوگیری میکند. حتما دیدهاید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا
سوالی مدت زمانی کوتاه آنرا حلاجی نموده و سپس بیان مینمایند و
اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست.
اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان میآید را بیان مینمایند،
بدون اینکه حتی لحظهای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای
بلند فکر میکنند و اکثر اوقات حرفهایی میزنند که باعث
پشیمانیشان میگردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.
3- با صدای بلند نخندیم : خنده با
صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال میبرد. هیچ انسان گرانمایهای
را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از
بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان.
با صدای بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و با توجه به اینکه
دیگران نمیدانند مطلب شما چقدر خندهدار است، باعث سوء برداشت
آنها میشود.
4- لبخند بزنیم : یک لبخند کوچک باعث
جذب میشود. هر انسان دارای کودک درونی است که آن کودک درون به
آنچه که خود بخواهد جذب میشود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق
کودک درون دقیقا مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت
نشان میدهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند میشود، ما نیز
جذب چهرههای بشاش و خندهرو میشویم. همچنین لبخند باعث زیباشدن
چهره میشود.
5- در امور دیگران دخالت نکنیم :
برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت میکرده اید
که دقیقا پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده وگفته "چی شده؟"؟ حتما
برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران
به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت، با ما نیز در میان گذاشته میشد.
دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دورشدن را ایجاد مینماید.
زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی
صحبت مقابل وی خودداری میکنند.
6- شوخ طبع باشیم ولی بسیار بسیار کم شوخی کنیم :
شوخی هرقدر هم کوچک میتواند باعث رنجش شود مگر اینکه این شوخی با
فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلا شوخیهایی که با
شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت میشود. شوخی اگر در حد یک
لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر. شوخی فراوان
انرژی ذهنی را کاسته و جذابیت را از بین می برد. چراکه شوخی بتدریج
پرده های حرمت را پاره کرده و کم کم موجب بی احترامی می شود. با
این حال تبسم به چهره جذابیتی عمیق می بخشد. در تبسم سنگینی و
متانت موج می زند ولی در خنده زیادی و شوخی سبکی و کاهش جذابیت
نهفته است.
7- آنچه هستیم باشیم : از بیان
حرفهای بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم
باشیم به این معنا که خود را بزرگتر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و
سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.
8- به وضع ظاهری خود برسیم : یکی از
عواملی که باعث تاثیرگذاری در بین سایرین میشود، خوش لباسی،
خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد با شخصی که
دهان او بوی بد میدهد و یا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اینکه
هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود. البته باید دقت
شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود. تمیزی و اطوی لباس،
موهای مرتب، دهان خوشبو مجذوب کننده است. اما آراستگی ظاهری فقط به
پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرفهای زیبا، جملات مثبت،
اعمال درست نیز باعث جذب است.
9- سکوت را تمرین کنیم : بعضی افراد
می پندارند که هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بیشتر جذب می شوند
ولی اینطور نیست. سکوت تاثیری ذهنی در افراد می گذارد. هنگام سکوت،
در اطراف خود ایجاد خلاء می نماییم و این خود باعث جاذبه است. ضمن
اینکه سکوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان می دهد، زمینه ای
مناسب برای صمیمیت است. البته سکوت ناشی از ترس و عدم اعتماد بنفس،
باعث کاهش جذابیت است. همچنین نرم و با ملایمت صحبت کنیم چراکه جیغ،
داد و هوار، بلند صحبت کردن و خشن و عصبی بودن باعث قطع اعتماد
مردم می شود.
10- فرد محترمی باشیم : به خود و
دیگران احترام بگذاریم. بی ادبی در کلام و گفتار و رفتار از جذابیت
بسیار می کاهد. باید در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص
مودب و متین و محترم بی تردید جذاب تر از بی ادبان است. هتاکی و
ناسزا گفتن حتی به افراد بدصفت و بی شخصیت و همچنین تحقیر و تمسخر
و غیبت و بدگویی مخالف با احترام است.
11- در رفتار و کلام قاطعیت داشته باشیم :
سست عنصر نبودن و پای تصمیمات و تعهدات
ماندن موجب جذابیت است. افرادی که شخصیتی قاطع دارند هدفهای مشخص و
ارزشهای معینی و برنامه های مدونی دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت
"نه" گفتن به درخواست های بی ارزش دیگران موجب رویش جذابیت است.
بعضی افراد خود را فدای این و آن می کنند و هرکار مثبت یا منفی را
قبول میکنند و اینطور می خواهد در دل دیگران رخنه کنند که نمی شود.
جذابیت یعنی مصمم بودن و قاطعیت در رفتار و گفتار.
12- مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم :
افراد دارای شخصیت مسلط و چیره بر غرایز و امیال، دارای تسلط
بیشتری هستند. کسانی که بر میل جنسی، میل غذا خوردن، عواطف و
هیجانات خود مسلط هستند، جذابیت معنوی دارند. تاثیر روانی گذاشته و
انرژی مثبت از وجودشان فوران می کند. کسانی که غریزی و هوی هوسی
هستند و مدام در پاسخ به امیال خود به سر می برند و نمی توانند خود
را کنترل نمایند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نیستند، هیچگاه
به جذابیتی که انتظار دارند دست نخواهند یافت و مسلما بدون کسب
جذابیت از تاثیرگذاری هم خبری نیست.
مقدمه
همه جا هستند، هر جا که باشی به سراغت میآیند. توی حیاط، لای در، هنگام
عبور از پیاده رو، در بزرگراه، لای صفحههای روزنامه، مجله و در تمام
وسایل دیداری و شنیداری رنگ و وارنگ، بزرگ و کوچک، هر روز و هر ساعت، وقت
و بیوقت، تمام نشدنی و گره خورده در تمام تار و پود زندگی!
مقدمه :
وقتی هر روز از منزل به قصد دانشکده و یا جاهای دیگری که قرار است برویم ،
در مسیر راه با هزاران نوع تبلیغات اعم از خصوصی و غیر خصوصی که در صدد
جلب و جذب مشتریان و مخاطبین خویش می باشند ، قرار می گیریم که ناخودآگاه
ما ها را نیز بسوی خودش می کشانند. با دیدن انواع مختلف تبلیغات که می
توانند شامل آگهی های چاپی ، کاتالوک ، مجلات و روزنامه های زرد ، بروشور
، بولتنهای اطلاع رسانی ، پوستر های تبلیغاتی ، تابلوهای تبلیغاتی ، آرم
ها و نماد ها و تصاویر متحرک در چهار راها که هر کدام با شیوه های خاصی
افکار و اذهان عمومی مردم را در تسخیر خویش در آورده اند ، مواجه می شویم
، این نکته به ذهن خطور می کند که آیا همه این نوع تبلیغات موثر اند و یا
اینکه مردم در زندگی اجتماعی انسانی خود تحت این تصاویر تبلیغاتی قرار
دارند؟
چیزیکه امروزه خیلی بدیهی تلقی می شود و مردم به نسبت به آن اهمیت زیادی
قائل نمی شود اینست که تبلیغات نه تنها در بیرون از منزل ما ها را هدف
تجاری خود قرار داده بلکه در داخل منزل نیز مورد هجوم سیل آسای خود قرار
داده اند که به وسیله وسایل رفاهی منزل؛ مانند تلویزیون ، رادیو ، موبایل
و حتی با وسایل گرمایشی و سرمایشی توانسته اند ضمن تبلیغ مصرف ،انسان ها
را نیز در زمره ای تبلیغ خود درآورند. چنانچه که می خواهیم از یخچال آب
برای نوشیدن برداریم نا خودآگاه به یاد تبلیغ آب کوهرنگ می افتیم و یا
اینکه صدای نازک مبلغ تبیلغات در گوش مان طنین انداز می شود " زیبا جادار
مطمئن – سرما داره فروان ، یخچال فریزر امرسان". به همین دلیل است که
پژوهشگران علوم اجتماعی معتقدند : امروزه گسترش اطلاعات و تبلیغات که طی
فرایند های ارتباطی به ثمر نشته اند ، توانسته اند حریم های خصوصی مردم را
در نوردند.
اما عده ای دیگری از کارشناسان معتقد اند که باید به بعضی از اطلاع رسانی
های مثبت که توسط عوامل تبلیغاتی در جامعه صورت می گیرد را ارج نهاد ،
زیرا بدون این گونه اطلاع رسانی صحیح هیچ وقت امکان انتخاب درست را
نخواهیم داشت. زیرا یکی از هداف تبلیغات، رسانیدن آگاهی برای عموم مردم
است که بدین وسیله ضمن درک نیاز های مصرف کننده به نفع شرکت مربوطه نیز می
انجامد به شرط اینکه کالای مذکور از کیفیت مرغوبی برخوردار باشد. یا به
عبارت دیگر تبلیغات ضمن اطلاع رسانی و آگاه ساختن، باید مخاطب را متقاعد
می کند که به چه دلیل از فلان کالا استفاده کند.
برای درک درست از این امر که تبلیغات بازرگانی در رسانه های عمومی به خصوص
تلویزیون که مخاطبان زیادی دارد ، با چه ویژگی های همراه است که توانسته
نظرات اغلب کارشناسان ارتباطات را به خود جلب کند و یا به عبارت دیگر ؛
شیوه تبلیغات بازرگانی به چه صورت است که توانسته است ، در روند زندگی
خصوصی مردم تغییراتی را ایجاد کند ؟ به همین منظور این نوشتار تحت عنوان«
درک درست از تبلیغات بازرگانی در تلویزیون» وبا مطالعه انواع تبلیغات در
رسانه ها را مورد مطالعه قرار می گیرد.
تبلیغات چیست :
اصطلاح تبلیغات ریشه در کنگرگاتیو دی پروپگاندا فید (congregation de
propaganda fid) یا کنگره ترویج ایمان (congregation for the propagation
of faith) دارد که در سال 1362 ، کلیسای کاتولیک آنرا بر پا نمود. این
زمان مصادف بود با نهضت اصلاح طلبی که گروه های مختلف از کلیسای کاتولیک
جدا می شدند .این کنگره بخشی از اقدامات ضد اصلاح طلبی کلیسا بود و به
موضوعات مهم آن دوره که کشمکش میان علم و دین بود ، پرداخته می شد. یکی از
چهره های اصلی در این کشمکش گالیله بود(1). البته کار و تلاش های اصلی که
در این میان خیلی اثر گذار بود را می توان به لاسول در زمان جنگ جهانی
نسبت داد. او چند سال بعد از جنگ تعریفی دقیقی از تبلیغات ارائه داد :
تبلیغات در کلی ترین معنی، فن اثر گذاری بر عمل انسانی از راه دستکاری
نمودگار (representation) ها است که این نمودگار ها ممکن است شکل گفتاری ،
نوشتاری ، تصویری یا موسیقیایی داشته باشند(2).
تبلیغات در آن زمان شکل تجاری به خود نگرفته بود ، فقط جنبه سیاسی - مذهبی
داشت که برای متقاعد نمود افراد مورد استفاده قرار می گرفتند که با به
وجود آمدن رادیو و تلویزیون این امر کم کم تبدیل به تبلیغات تجاری شد که
در صنعت رسانه های عمومی مورد کاربرد قرار گرفت. در تبلیغات بازرگانی به
زبان سادتر می توان گفت ؛ هر عملی که باعث جلب توجه مردم به محصول خاصی و
یا فعالیت های تجاری درجامعه گردد ،تبلیغات نامیده می شود، البته طوری که
مردم از آن به خوبی استقبال کنند و درنهایت منجر به خرید محصول مورد نظر
گردد . تعریفی که توسط انجمن بازاریابی آمریکا ارائه شده است بدین عقیده
است که تلبیغات معرف غیر شخصی است که هدف آن آگاهی و اشاعه اطلاع رسانی
بیشتر از یک ایده می باشد تا کالا و یا خدماتی را به منصه ظهور برسانند.
جامع تر از این دوتعریف، تعریفی از تبلیغات در کتاب راهنمایی تبلیغات آمده
است که اظهار میدارد ؛ تبلیغات اطلاعات کنترل شده ، قابل تشخیص و قانع
کننده است که توسط رسانه های ارتباط جمعی ارائه می شوند. حال اگر دقت
بیشتری نسبت به این امر داشته باشیم و بیشتر در این مورد بدانیم باید به
کتاب مدیریت تبلیغات نوشته محمود محمدیان رجوع کرد .در این کتاب آمده است
که اگر بطور کلی دید وسیعی در مورد تبلیغات داشته باشیم، بهتر است به
مفهوم سترگ بازاریابی که به دوشاخه اصلی تقسیم می شود «بازاریابی محض و
بازاریابی اجتماعی » دقت و تامل کنیم . بازاریابی محض؛ به تضاد ها و
خواسته های کوتاه مدت مشتریان توجه نموده و رفاه بلند مدت او را در نظر می
گیرد اما بازاریابی اجتماعی سعی در برقرای تعادل بین منافع تولید کننده ،
نیاز و خواسته های مصرف کننده و منافع جامعه دارد. بدین معنی که دیگر دوره
بازاریابی محض در عصرمشکلات زیستی - محیطی ، کمبود منابع ، رشد فزاینده
جمعیت ، تورم جهانی و فراموشی خدمات اجتماعی در کشور های توسعه نیافته و
یا کم رنگ بودن آن در کشور های در حال توسعه گذشته است و باید به بازار
یابی اجتماعی که همان منافع سه گانه تولید کننده و مصرف کننده و محیط زیست
را در نظر دارد، توجه نمود .
به همین دلیل است که امروزه هدف اصلی بازاریابی طی برنامه ریزی تبلیغاتی
بر اساس آگهی اطلاع رسانی ، آگهی متقاعد کننده و آگهی یاد آوری کننده صورت
می گیرد :
1. آگهی اطلاع رسانی و یا آگاه کننده ؛ در باره محصولی جدید، مطلع نمودن
مشتریان در باره تغییر قیمت های ، شرح چگونگی کار برد محصول ، رفع شایعات
و کاهش نگرانی مصرف کننده می پردازد وهنگامی که محصول جدیدی وارد بازار می
شود برای معرفی آن بکار گرفته خواهد شد.
2. آگهی متقاعد کننده ؛ به آن دسته از آگهی های تبلیغاتی گقته می شود که
مشتری را نسبت به خرید محصول ترغیب کند و همینطور این نوع آگهی زمانی که
بازار رقابتی افزایش یابد کاربرد بیشتری پیدا می کند.
3. آگهی یاد آوری کننده ؛ مانند انواع قبلی کاربرد خاصی خودش را دارد ،
همیشه به مشتریان خود نوعی محصول را یاد آوری می کند که ممکن است در آینده
نزدیک کالای مورد نظر نیاز باشد. البته این امر زمانی کاربرد دارد که
محصول مورد نظر شناخته شده باشد.
البته نکات مهم دیگری که توانسته اند تا بهتر و بیشتر در امر تبلیغات به
بازاریاب و یا تبیلغ گر کمک کنند وجود دارند که از آن بنام پنج طرح اقناعی
یاد می شود. این طرح ها که بیشتر در این دو رسانه جمعی یعنی تلویزیون و
رادیو کاربرد دارد ، در کتاب اقناع و تبلیغ نوشته عبدالرضا شاه محمدی به
خوبی توضیح داده شده است وهمینطور از نظر روان شناسان اجتماعی و کارشناسان
ارتباطات از لحاظ ثمربخشی و کاربردی مورد تائید قرار گرفته اند . وآن پنچ
طرح عبارت اند از:
1- طرح محرک و پاسخ ؛ این طرح در ابتدا طرح انگیزشی را رد می کند و معتقد
است که با وارد کردن محرکی ،افراد و یا هر جاندار دیگری پاسخ خواهند داد.
مثلا ً با گذاشتن غذا جلوی یک فرد گرسنه ناخودآگاه بزاق آن ترشح می کند و
به همین دلیل است که کارشناسان اعتقاد دارند که این طرح در فرایند تبلیغات
موثر خواهد بود . البته این طرح تکنیک های نیز به همراه دارد که از آن
جمله می توان به امر " تکرار ، اسارت مخاطب و مجاورت زمانی و مکانی "
اشاره کرد .
2- طرح شناختی ؛ این طرح بر عکس طرح محرک و پاسخ عمل می کند و معتقد است
که انسان موجود متفکر و منطقی می باشد و به همین دلیل می توان با دادن
اطلاعات و آگاهی از وضعیت مطلوب ، کیفیت بهتر کالا و خدمات پس از فروش
محصولی ، توجه آنان را جلب نموده و سبب مصرف محصول مورد نظر گردد . مثلا:"
استفاده از فلان کالا مزیت های فراوانی دارد و خدمات آن بیشتر و بهتر از
دیگر شرکت های تولید کننده می باشد". البته تئوری های مثل سازو کار شناختی
، نا هماهنگی شناختی و نظریه مفهومی یاری رسان این طرح می باشند .
3- طرح انگیزیشی ؛ بر خلاف طرح محرک و پاسخ در این طرح افراد موجوداتی
منفعل تصور نمی شوند که به صورت انفعالی به خرید کالا اقدام کنند. انسان
موجودی با انگیزه است که با هدف خاصی به سمت خرید کالایی گام بر می دارد.
مبلغ در این طرح عقیده دارد که مهمترین عنصر انگیزه مخاطب است و برای فروش
کالا باید انگیزه او را بر انگیخت. فرد دارای انگیزه ایست و این باعث
ایجاد تنش در او می شود, فرد سعی در کاهش این تنش دارد. این طرح معمولا
دارای دو مرحله است:
الف_ کشف انگیزه های مصرف کننده و باز تولید این انگیزه ها.
ب_ تغییر دادن شکل محصول به صورتی که توانایی آنها برای ارضا نیازهای کشف شده مشخص باشد.
4- طرح اجتماعی ؛ این طرح با تاکید به ارزش ها و هنجار های اجتماعی بیشتر
در بین گروه های اجتماعی جای دارد و معتقد است که افراد نیاز به تائید
دارد و به همین دلیل است که حساسیت زیادی نسبت به عقیده کسانی دارد که در
مجاورت او هستند . در کل این طرح با ایجاد حس تعلق گروهی در فرد سعی در
مصرف کالای خاصی می کند.
5- طرح شخصیتی ؛ این مدل نشان دهنده این امر است که افراد شبیه به هم
نبوده و نیستند و اعتقاد دارد که عده ای خیلی زود تحت تاثیر قرار می گیرند
و عده ای دیگر دیرتر . از همین روست که دو نوع عملکرد مختلف را تبیین می
کند که عبارت اند از:
الف_ عملکرد دفاع از خود: که فرد در آن تلاش می کند از تنش ها و تضاد های درونی خود بگریزد.
ب_ عملکرد بیان ارزشی: منظور سعی افراد درجهت مثبت نشان دادن عقاید و
نظریاتشان می باشد. نظیر تبلیغاتی که شامپوی خاصی را برای جلو گیری از
ریزش مو به افراد معرفی می کند.
بدین صورت متوجه می شویم که تبلیغات خود یک روند بسیار مهمی را داراست که
طی این فرایند می توانند جامعه را بسوی اهدافی خود متمایل سازد.
میخواهم طرز تهیه تبلیغات انتخاباتی را برای شما عزیزان تشریح کنم. داوطلبان عزیز دقت کنید:
در دنیای بازاریابی امروز شخصیت برند مفهوم جذاب و گیرایی دارد. آکر (۱۹۹۶) شخصیت برند را هسته مرکزی و نزدیکترین متغیر در تصمیمگیری مشتری در هنگام خرید میداند.
ادامه:» شخصیت برند و عوامل سازنده آن
آنچه مشتریان امروز شما را راضی میکند همان چیزی نیست که مشتریان فردا را راضی نگه دارد.برای یافتن بازار باید به طرحهای جدید اندیشید و اقدامات جدید را عملی کرد. یافتن مشتریان در فضای در بسته سخت است. به عبارتی یک شکارچی در داخل غار نمیتواند شکار کند بلکه باید در دشت و صحرا به دنبال شکار بگردد.
ادامه:» بازاریابی به معنای اصلی